تبليغاتX
فراتر از دید تو

آموزش C# درسها


راه اندازي يك سايت حرفه اي براي تجارت و کسب درآمدی سالم در اينترنت.


1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

نوشته شده توسط سودا soda
خدایا کفر نمی گویم،

 پریشانم،

چه می خواهی تو از جانم،

 مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،

خداوندا تو مسئولی،

خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...

منبع : http://hoolia74.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ... در جمعه 1388/01/07 ساعت 11:9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

love u

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ... در دوشنبه 1384/11/03 ساعت 6:39 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

تو مي آيي ٬ يقين دارم که مي آيي زماني که مرا در بستر سردي

ميان خاک بگذارند ٬‌ ‌ تو مي آيي ٬ يقين دارم

 

miss you

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ... در دوشنبه 1384/09/07 ساعت 9:53 بعد از ظهر | لینک ثابت |

يه روز بهم گفت : اگه يه روزي اومد که ديدي همه دنيا دوست دارن ، بدون يکيشون

منم............ اگه يه روزي اومد که ديدي هزار نفر دوست دارن ، بدون يکيشون

منم............ اگه يه روزي اومد که ديدي صـــد نفر دوست دارن ، بدون يکيشون

منم............ اگه يه روزي اومد که ديدي ده نفــــر دوست دارن ، بدون يکيشون منم .

اگه يه روزي اومد که ديدي تواين دنيا فقط يه نفره که دوستت داره ، يقين داشته باش

که اون يه نفر منم..........اگه يه روز ديدي توي اين دنيا هيچکس دوست نداره بدون

که ....... من مرده ام

miss

 

 

 

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ... در یکشنبه 1384/09/06 ساعت 10:15 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

زچشم سيه رنگ تو، برداشتم برق نگاهم را و تاجي را که گلهاي قشنگش

 را در بهار عشق تو

با اشک چشم حال که عزم رفتن داري بگذار بگويم دوست داشتن يعني

شکفتن گل سرخ بر

 روي بوته تيغ بران،و من دوستت داشتم.

زندگي با تو يعني ليسيدن عسل از لبه تيغ و من با تو

زندگي کردم و شيريني عسل را حتي به بريده شدن زبانم ترجيح دادم،

ولي افسوس که اين کارها

و اين از خودگذشتگيها براي کسي بود که تنها عاشق بود.

عشق يک فريب است ولي دوست

داشتن يک صداقت راستين و صميمي،عشق در درياي عاشق غرق شدن است ولي دوست

داشتن رمز شنا کردن در درياي يکرنگي.تو عاشق بودي و من دوستت داشتم

پرورانيدم خزان کردم،نه تنها عشق تو...

...هر عشق ديگري را به دل کشتم،و تنها ميروم راه

اميدم را.اگر اشکي ز چشمان سيه رنگت فرو آيد

براي من در اين رفتن بدان که قطره اي بوده

است از درياي خونيني که هر شب در غمت از ديده روان کردم.

هنوز هم ورقهاي سفيدي هست

ولي اميد نوشتن نيست. برو.......برو ديگر خداحافظ
bye

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ... در شنبه 1384/09/05 ساعت 8:30 بعد از ظهر | لینک ثابت |