تبليغاتX
فراتر از دید تو
به نام آنکه اشک راآفرید تاسرزمین وداع آتش نگيرد...

همه در چون و چرا،
پشت یک هیچستان
رفت از خاطره ها
چه شد آن کودک بی تاب،
که دلش وقت طلوع،
مثل خورشیدِ قشنگ،
عاری از دشمنیِ باغچه بود؟!
آنکه مغرورتر از این خورشید،
رو به سمت دریا،
جاری و غافل بود، از کویر سر راه
کودکی .....
ای همه حسرت فریاد زدن، یادت هست ؟!
آنهمه آرزوی صبح بلوغ، در دل شبها
 را ؟!
هیچ کس با تو نگفت
که بزرگی این است
که بزرگی یعنی:
رنگ پروانه تمام!
طرح رویا تعطیل!
عشق ممنوع ، پرواز قدغن

                                     کودکی ...                                    

ای تب ابهام و هراس ، از دل فرداها
یادت هست ؟!
آنهمه دلهره
 را
در دل تاریکی ؟!
هیچکس با تو نگفت
که بزرگی این است
که بزرگی یعنی:
ترس از سایه خنجر یار
در دل یک شب تار
ترس تنها شدن و تنهایی

   ترس ....

حتی از من
من که فردای تو ام
کودکی ....

آی کجایی که ببینی اینجا،
از همه رویاها،
آرزوهای بزرگ
یک شبح جا مانده
کودکی .....

آی کجایی که بدانی اینجا،
همه تنها هستند
همه بر لب لبخند
لیک در دل کینه
کودکی یادت هست ؟!
تو و من مست بزرگی بودیم
و نمی دانستیم
بعد از این، رویاها،
یادمان خواهد رفت
بعد از این، عشق، امید، زیبایی
یادمان خواهد رفت
بعد از این ما خودمان را حتّی
یادمان خواهد رفت
کاشکی اینهمه اصرار نمی کردی تو ،
پای فهمیدن این حس بزرگی
که منم پایانش
کودکی رفتی و من جا ماندم .

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 9:13 بعد از ظهر | لینک  | 

مرا رها کرده ای و به حرفهایم گوش فرا نمیدهی ؟

می اندیشی برای چه آنهمه از خود برایت گفته ام ؟

تنها برای آن بود که درک کنی ترا دوست دارم.

اما اینک که قصد سفر کردی

و میخواهی مرا ترک کنی

لحظه ای صبر کن شاید ...

اما نه شایدی در کار نیست

چون آنکسی که معشق من است تصیم به ترک من کرده است

برو خداوند همراهت باد

و اشکهایم که در دعا بری تو بر روی زمین که از عشق چیزی را درک نمیکند میریزد.....

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 3:4 قبل از ظهر | لینک  | 

شراب آب

گفتم: که چیست فرق میان شراب و آب ؟؟
کاین یک کند خنک دل و آن یک کند کباب !!

گفتا: که آب خنده ی عشق است درسرشک
لیکن شراب نقش سرشک است در سراب...

خــــــــــــــــــــــــدا

یک روز که مرده بودم اندر خود زیست ...
گفتم به خدا ، که این خدا ، در خود کیست ؟؟؟
گفتا که در آن خود ی که سرمایه ی هست ،
در سنگر عشق ، جوید اندر خود نیست....

کارو

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 1:48 قبل از ظهر | لینک  | 

وصيت نامه کارو

خدا حافظ .. خدا حافظ اي عشقهاي سر گردان .. اي سايه هاي زندگي از ياد رفته ي در بدرم !
خدا حافظ ... اي خاطرات گذشته :اي خاکستر آتش آرزوهاي دل مادر مرده ي بي پدرم.....

خدا حافظ ... من رفتم ! ...

حتي تصورش امکان نا پذير است !... در بيست وهشت سالگي، بدون احساس کوچکترين نا سلا متي

انتظار مرگ بلا فاصله کشيدن!...

باور کنيد با شما هستم شما اي کساني که سعادت بشري را در سياه چال جهل و بي خبري زنجير کرده ايد باور کنيد ، من با سالهايي که طبيعت به من داده است، بيست و هشت ساله ام .. اما برطبق سالهايي که گرسنگي و

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 1:38 قبل از ظهر | لینک  | 

پریشانی

از بس کف دست بر جبین کوبیدم
تا بگذر ازسرم ، پریشانی من
نقش کف دست من! محو شد ، ریخت به هم
شد چین و شکن ، به روی پیشانی من....!!

نام شب

من اشک سکوت مرده در فریادم
داد ی سر و پاشکسته ، در بی دادم
اینها همه هیچ ... ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم ؟

باران

ببار ای نم نم باران زمین خشک را تر کن


ادامه مطلب
نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 1:28 قبل از ظهر | لینک  | 

*حاجی فیروز*

ای کسانی که در این کشمکش عید سعید
سر خوش و می زده با روی سپید
غرق در شوکت و در مکنت و بد مستی پول
به سیاهی شب بخت بدم می خندید
می نپرسید چرا؟
از چه این هموطن لخت به این صورت زشت
رو سیه ساخته و کو به کو افتاده به راه
آری ای هموطنان
سرگذشتیست مرا تیره در این روی سیاه

لحظه ای محض خدا خویش فراموش کنید
غم پنهانی من گوش کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 1:20 قبل از ظهر | لینک  | 

آثار شب زفاف

من زاده ی شهوت شبی چرکینم ...
در مذهب عشق ، کافری بی دینم ...
آثار شب زفاف کامی است پلید ...
خونی که فسرده در دل خونینم...!!

گوش کن،ای خواننده ی نا شناس

 که روحم سپاسگزار لطفی است که دورادور با خواندن
سر گذشت بی سر نوشتم زیر پای قلب من میریزی
گوش کن من هنوز آنقدر عاجز نشده ام که دروغ بگویم
اگر خدای نکرده روزی کسی ،نفسی،هوسی،مجبورم کرد
دروغ بگویم،من با کلی افتخار و بدون تردید علی رغم
فردا های بی پدر سه فرزندی که دارم،سینه پیش و پیشانی فراخ
میروم،میدانید کجا؟
زیر سنگ
من سالها روی سنگها خوابیده ام،به پاس لطف سنگها،آن روز از
سنگها خواهم خواست که تا ابد به روی من بخوابند.............
 
کارو

شیشه و سنگ

او مظهر عشق بود و من مظهر ننگ
وقتی که فشردمش به آغوشم تنگ
لرزید دلش ، شکست و نالید که : آخ ....
ای شیشه چه می کنی تو در بستر سنگ ؟

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 1:18 قبل از ظهر | لینک  | 

هذیان یک مسلول

همره باد از نشیب و فراز کوهساران
از سکوت شاخه های سرفراز بیشه زاران
از خروش نغمه سوز و ناله ساز آبشاران
از زمین ، از آسمان ، از ابر و مه ، از باد و باران
از مزار بیکسی گمگشته در موج مزاران
می خراشد قلب صاحب مرده ای را سوز سازی
سازنه ، دردی ، فغانی ، ناله ای ،‌اشک نیازی
مرغ حیران گشته ای در دامن شب می زند پر
می زند پر بر در و دیوار ظلمت می زند سر
ناله می پیچد به دامان سکوت مرگ گستر
این منم ! فرزند مسلول تو ... مادر، باز کن در
باز کن در باز کن ... تا ببینمت یکبار دیگر
چرخ گردون از آسمان کوبیده اینسان بر زمینم
آسمان قبر هزاران ناله ، کنده بر جبینم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 1:0 قبل از ظهر | لینک  | 

سرشک

پرسیدم از سرشک ، که سرچشمه ات کجاست ؟
نالید و گفت : سر کجا و چشمه از کجاست ؟
لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق
هر وقت دم زخنده زدم ، گفت : نابجاست

آهنگی در سکوت

بپیچ ای تازیانه ! خرد کن ، بشکن ستون استخوانم را
به تاریکی تبه کن ، سایه ی ظلمت
بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت
فروغ شب فروز دیدگانم را
لگدمال ستم کن ، خوار کن ، نابود کن
در تیره چال مرگ دهشتزا
امید ناله سوز نغمه خوانم را
به تیر آشیانسوز اجانب تار کن ، پاشیده کن از هم
پریشان کن ، بسوزان ، در به در کن آشیانم را
بخون آغشته کن ، سرگشته کن در بیکران این شب تاریک وحشتزا
ستمکش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را
به دریای فلاکت غرق کن ، آواره کن ، دیوانه ی وحشی
ز ساحل دور و سرگردان و تنها
کشتی امواج کوب آرزوی بیکرانم را
با وجود این همه زجر و شقاوتهای بنیان کن
که می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را
طنین افکن سرود فتح بی چون و چرای کاررا
سر می دهم پیگیر و بی پروا ! و در فردای انسانی
بر اوج قدرت انسان زحمتکش
به دست پینه بسته ، میفزارم پرچم پرافتخار آرمانم را

سوز و ساز

یک بحر ... سرشک بودم و عمری سوز
افسرده و پیر می شدم روز به روز
با خیل گرسنگان چو همرزم شدم
سوزم : همه ساز گشت و شامم همه روز

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 0:46 قبل از ظهر | لینک  | 

خدایا کفر نمی گویم،

 پریشانم،

چه می خواهی تو از جانم،

 مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،

خداوندا تو مسئولی،

خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...

منبع : http://hoolia74.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 11:9 قبل از ظهر | لینک  | 

Humans Life


when the believe is just alive...

when human going unknown....

then God is die.

when life isn't for mine...

when black poor and reach white...

then who alive.

when every one sleep till die...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 7:24 بعد از ظهر | لینک  | 

<توجه><توجه><توجه><توجه>

سورس کامل یک وب سایت به زبان ASP با کدهای VB.NET

DOWNLOAD SOURCE

(( البته بعلت حجم بالای این سورس مجبور شدم قسمت های زیادیش رو حذف کنم))

به هر حال امیدوارم مفید باشه!!

در ضمن حتما نظرتون رو درباره وبلاگ و این سورس برنامه ها بگید و اگر سورس خاصی مدنظرتون هست که لازم دارید درخواست کنید تا براتون بزارم.


آموزش Asp.Net بطور کامل (PDF)

دانلود کتاب


کتاب ترفند های اینترنت

دانلود کتاب

کتاب اینترنت ۲

دانلود کتاب


منبع این مطلب

با تشکر

700dolra.blogfa.com

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 5:52 قبل از ظهر | لینک  | 

این کتاب توسط نشردانش ایران ( مترجم :امیرصادقی بابلان نویسنده : میریام استاپرد )به چاپ رسیده است که در سالهای اخیر بدفعات چاپ شده است . چگونه می توانم به بهترین وجه به کودکم کمک کنم ؟ این کتاب برای پدران ومادرانی نوشته شده است که کودک نوزاد تا قبل از سن مدرسه دارند، یعنی حساسترین دوره برای یادگیری همه کودکان تیز هوشند اگر... به شما نشان می دهد که چگونه تواناییهای کودک خود را ارزیابی کنید مهارتهایی را که کودکان باید کسب کنند توضیح می دهد و تشریح می کند که چگونه می توانید به کودکانتان کمک کنید تا استعدادهای او کاملا شکوفا شود. کتاب به شما می آموزد چه بازیها و فعالیتهایی را با کودکانتان انجام دهید تا حس کنجکاوی آزمایشگری و مهارت در او تقویت شود این کتاب ثابت می کند که یادگیری می تواند شکل سرگرمی داشته باشد وهر پدر و مادری می تواند یک مربی خوب برای کودکش باشد. چگونه می توانم به بهترین وجه به کودکم کمک کنم ؟ این کتاب برای پدران ومادرانی نوشته شده است که کودک نوزاد تا قبل از سن مدرسه دارند، یعنی حساسترین دوره برای یادگیری همه کودکان تیز هوشند اگر... به شما نشان می دهد که چگونه تواناییهای کودک خود را ارزیابی کنید مهارتهایی را که کودکان باید کسب کنند توضیح می دهد و تشریح می کند که چگونه می توانید به کودکانتان کمک کنید تا استعدادهای او کاملا شکوفا شود. کتاب به شما می آموزد چه بازیها و فعالیتهایی را با کودکانتان انجام دهید تا حس کنجکاوی آزمایشگری و مهارت در او تقویت شود این کتاب ثابت می کند که یادگیری می تواند شکل سرگرمی داشته باشد وهر پدر و مادری می تواند یک مربی خوب برای کودکش باشد.
نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 4:34 قبل از ظهر | لینک  | 

در درياي بي كران عشق تو شناکنان می خواهم به ساحل برسم و غافل از اینکه این همان ساحل بدبختی و جهالت است ...

پس مرا در دریای خود غرق گردان و نگذار به ساحل راهیابم ...

بیا صفحات دفتر مرا ورق بزن و در آغوش زیبای افکارم مرا از ساحل دور گردان

با تشکر

فردای ‌‌انسانها

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 5:39 بعد از ظهر | لینک  | 

 

خدا را باید دیدخدا را باید دیدخدا را باید دیدخدا را باید دیدخدا را باید دیدخدا را باید دید 

وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد،

 كاملا به او اعتماد كنيد.

 چون يكي از اين دو اتفاق

 خواهد افتاد:

 او شما را مي‌گيرد اگر بيفتید

 يا اينكه

يادتان مي‌دهد چگونه پرواز كنيد

خدایی که در این نزدیکی هاست 

خدایی که در این نزدیکی هاست 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 3:37 بعد از ظهر | لینک  | 

سلام

محبت عشق را به يغما ميبرد

خداحافظ....

خداحافظ همين حالا.. همين حالا كه من تنهام ..

خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام .. .

خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد ... به ياد آسموني كه منو از چشم تو ميديد...

اگه گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت سادست ... نه اينكه مي شه باور كرد دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اينكه نبندي دل به روياها... بدوني بي تو و باتو همينه رسم اين دنيا ...

من از قصه ي سرنوشتم نميتر سم

خداحافظ ....خداحافظ....همين حالا ....خداحافظ

ستاره چین

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 8:17 بعد از ظهر | لینک 

 

وقتي تو نيستي ، نه هست هاي ما چونان كه بايدند ، نه بايدها . مثل هميشه آخر حرفم ، حرف آخرم را با بغض مي خورم .
عمري ست لبخند هاي لاغر خود را در دل ذخيره مي كنم ؛ باشد براي روز مبادا .

 اما در صفحه هاي تقويم روزي به نام روز مبادا نيست .

آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز ، روزي شبيه فردا ، روزي درست مثل همين روزهاي ماست .

 اما كسي چه مي داند ، شايد امروز نيز روز مبادا باشد .
وقتي تو نيستي ، نه هست هاي ما چونان كه بايدند ، نه بايدها . هر روز بي تو روز مباداست .

آيينه ها در چشم ما چه جاذبه اي دارند . آيينه ها دعوت ديدارند .

 ديدارهاي كوتاه ، از پشت هفت ديوار . ديوارهاي صاف ، ديوارهاي شيشه اي شفاف ؛ ديوارهاي تو ، ديوارهاي من .

ديوارهاي فاصله بسيارند  .
آه ديوارهاي تو همه آيينه اند ؛ آيينه هاي من همه ديوارند .

hala man ye arezoo daram to sineh ,  ke 2bareh cheshmeh man toro bebineh

انتظار ، گم کردن توست ، غربت غم دوری تو ، اضطراب درد بی تو ماندن و غم ، داغ بی تو زیستن .

    و من ِ منتظر در غربت ، زانو شکسته ام و با اضطرابی کماکان در جستجوی مرهمی برای غمم میگردم .
 
 
نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 0:31 قبل از ظهر | لینک  | 

تو ز دیار من آ مدی..... سکوت جانم به هم زدی....به دل ریشم تو چنگ زدی.....

خدای من سلام...

همیشه در انتهای همه ی نوشتهام صدایی رو با سکوت فریاد می زدم... فریادی رو

نگاه ...نگاهی رو خواهش و خواهشی رو آرزو... همه ی آرزوم شنیدن صدای تو بود..

و همه ی فریادم برای یافتن جاهایی بودکه تو سکوت کرده بودی...

شاید در نهایت آرامشی که بخشیدی بخوام بی صبرانه از بی قراری هام بگم :

dige taghatam tamumeh

 

" ای خدا قسم به عشق و به همین حال پریشون...به وفای عاشقون و به صفای چشم گریون....ای خدا قسم

 به رازم که ازت نمونده پنهون...به تموم اشک چشمام به همین شام غریبون...روزگارمون خزون شد ...

عشقمون فدای عشق دیگرون شد .. ما که هستیم و نمردیم پس چرا عشق و به دیگرون سپردیم.... "

      اما بازم نمیشه همه چیز رو بگم...و.. بازم آرزو میکنم.... آرزو.... آرزو...

                                                        ستاره چین آسمان عشقت:سودا

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 5:54 بعد از ظهر | لینک  | 

تنها ی من سلام 

تقدیم به او که حتی دوریش حس زندگی می بخشد،کسی که تپشهای قلبش فاصله ها را

در هم می نورد و اوج زندگی را قلم می زند.

.کسی که کلامش اهورائی است و سکوت تلخش از مهری شگرف خبر می دهد

نگاهش به فروغ خداوندی شبیه است و نجابتش از خورشید سر چشمه می گیرد.

باز از تو می نویسم،توئی که چراغ زندگی را روشن نمودی و در قعر نا امیدی-

اوج صفا را معنی کردی.

من از تو می گویم:

از نیلوفر وحشی،زنبق های وحشی،یاس کبود،اطلسیهای سفید،

از تو غریب آشنا،از سینه ای چاک ،عشقی آتشین و پاک.

نگو که با یاس های صورتی نسبتی نداری،با اقاقی ها همسایه نبودی و با آوای-

نم باران بر کویر حسرت دلم نباریدی و با دم مسیحائی بر کالبد بی روحم ندمیدی.

ای مقدس،ای دریائی،آبی بیکران وفا،در قله،ای مغرور سر فراز...

من زیباترین کلماتم را در گلدانی کاشته ام،هر شب با احساسم آبیاری می کنم و-

منتظرم تو بر گردی تا با هزارو یک عشق تقدیمت کنم،پاک وبی ریا،ساده ولی زیبا

  پس بیادم باش و فراموشم مکن......

 

گاهی  مقدمه  از  اصل مطلبم  مهمتر میشه... گاهی مقدمه عشق  همون اصل مطلب  میشه!!! بعضی روزها میخوام سکوت کنم تا حرف بزنم... تو دورترین تنهای نزدیک منی... تو صدای سکوت منی..

تو همون نقش بر آب سودای  منی... آره...ببین!!؟!  تو خط زیبای دوست دارم روی  زلالی وجود منی .... بازم میخوام بخونمش!!!

بزار تو این آب گل آلود... عاشقانه زلال بمونم.

 حرفهام صدا اگه نيست سكوت كه هست!؟ مگه نه؟

شعري با ارزش اگه نيست بي ارزش كه هست؟! نگه نه؟

صدا ي با ارزش  من  بي ارزش ترين سكوتم را ببخش.

منتظرم تو بر گردی تا با هزارو یک عشق تقدیمت کنم،پاک وبی ریا،ساده ولی زیبا

   بیادم باش و فراموشم مکن......

 

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 2:20 بعد از ظهر | لینک  | 

     

آهاي ارواح آسمان 

  به خدا بگوييد:

 دنيا را نگه دارد                  مي خواهم پياده شوم

اما كسي چه مي داند ، شايد امروز نيز روز مبادا باش

د

نوشته شده توسط soda عاشقي تنها ...  در ساعت 11:42 بعد از ظهر | لینک  |